| ویکی پدیا فارسی

ساعت12:30بیدار شدم.صبحانه و ناهار باهم خوردم.بابا و امیر کوه بودن سر ساختمون.غروب هم رفتیم خونه خاله حلیمه بعدم با خاله رفتیم خونه مادر زندایی پیش بچه..مامان خونه محترم برای خاله شیر گرفت.باهم رفتیم خونه ما.خاله تا ساعت 10بود.الانم داریم دورهمی میبینیم.باباهم تازه اومد..دیشب ساعت سه بهنام زنگ زد ک خواب بودم.